خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

پنجره

گل خانه

معرفت

از مرام و معرفت فقط سبیل کلفتش و از لوطی گری فقط قمه و قمه کشیش مونده ، غیرت هم که قربونش برم، شده کیمیا، دیگه اصلا پیدا نمیشه

سلامتی

سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره

بدون عنوان

آزادگی

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی

دیالوگ

سوته دلان (علي حاتمي):

مجيد (بهروز وثوقي) : خوش به سعادتتون كه ميرين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس

مسجد

خرسند شدیم از اینکه امروز، رنگی دگر است نه رنگ دیروز
تا شب نشده رنگ دگر شد ، گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز
فریاد زدیم که چرخ گردون، لیلا تو نداده ای به مجنون
فریاد برآمد آنکه خاموش ، کم داد اگر نگیرد افزون
خاموش شدیم و در خموشی ، رفتیم سراغ می فروشی
فریاد زدیم دوای ما کو؟، گویند دواست باده نوشی؟
هشیار نشد مگر که مدهوش ، این بار گران بگیرم از دوش
آرام کنار گوش ما گفت ، این بار گران تو مفت مفروش
از خود به کجا شوی تو پنهان؟ ، از خود به کجا شوی گریزان؟
بیداری دل چنین مخوابان، سخت آمده است مبخش آسان

هشیار شدیم از اینکه هستیم ، رفتیم و در میکده بستیم
با خود به سخن چنین نشستیم ، ما باده نخورده ایم و مستیم؟!
مسجد سر راه از آن گذشتیم ، بر روی درش چنین نوشتیم
در میکده هم خدای بینی ، با مرد خدا اگر نشینی

شاعر : مسعود فردمنش

اين روزها كه مي گذرد، هر روز
احساس مي كنم
كه كسي در باد فرياد مي زند

احساس مي كنم كه مرا
از عمق جاده هاي مه آلود
يك آشناي دور صدا مي زند

نوشته‌های قدیمی‌تر »